تو خدایی برای من
به خدایی که افکارت را تنیده و
ندانی آغازش کدامین روز و جرات اندیشدنش را نیز......
...........................................
با تو تنهاترینم چون: هنگام به تو اندیشیدن خواهم فهمید که کسی را مثل خود نیابم. هرگز................
بی تو تنهاترینم چون: خودی را که میخواهم باشم در تو بینم.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من را دریاب چراکه با تنهاترین بودن، حتی اگر در نوشته های بی حوصلگی دفتر خاطرات باشد؛ لذتی چه بسا بیش از .........
هر چه گویم، هر چه نویسم، به هر چه اندیشم؛
تویی در حجمش لبالب است
تکات لی ئه که م (ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ) لیم بگه.
(ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ)
(ــــــــــــ)
(ــــ)
(ـــــــــــ)