تبليغاتX
بدون مرز
دست خط افکارم


من را چگونه میخواهی؟

هر کس که این نوشته را میخواند اویی را که میخواهد دوست بدارد جایگزین من کند.

تا حالا فکر کردین که هر کس نسبت به منافع شخصی خویش دوست دارد تعریفی از همه چی داشته باشد. من او را طوری میخواهم که کلمه ی انسان مناسبش باشد.

تو من را چگونه میخواهی؟. همه چیز را در نظر بگیر:

ایدوئولوژی.. جنسیت....رنگ...سن...قد....علایق...و ...و...و... وووووووووو.................

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 23:35  توسط کارو شیخ  | 

 

سقوط

از بالا پایین می آمدم. بالا را فراموش کردم. از پنجره ی هر طبقه قسمتی از بالا را پایین می انداختم. از طبقه ی دهم رویاهایم را. نهم باورم را. هشتم عاطفه. هفتم غمهایم. ششم آرزوهایم. پنجم و چهارم و سوم و دوم و آخر از ابتدا به انتها. به زیرزمین رسیدم. تنهاییهایم با من مانده بود. با آسانسور بالا رفتم. از طبقه ی یازدهم خود را با تنهاییهایم .......

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 17:53  توسط کارو شیخ  |